تبليغاتX
شیعه و شیعه شناسی
خانهایمیلآرشیوRss
Search

معرفی کتاب 

موضوع: معرفی کتاب شنبه دوازدهم خرداد 1386 20:11

۱.  شفاعت و توسل  ( سید محمدکاظم روحانی)

۲. رویکرد عقلانی بر باورهای وهابیت (حاج شیخ نجم الدین طبسی)

۳. بیست گفتار ( شهید استاد مرتضی مطهری)

۴. آنگاه هدایت شدم ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی)

۵. حقانیت مذهب شیعه ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی)

۶. مع الصادق ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی)

نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

کیفیت پیدایش شیعه 

موضوع: چهارشنبه نهم خرداد 1386 17:5

آغاز پيدايش شيعه را كه براى اولين بار به شيعه على (اولين پيشوا ازپيشوايان اهل بيت ) معروف شدند همان زمان حيات پيغمبر اكرم بايد دانست و جريان ظهور و پيشرفت دعوت اسلامى در بيست و سه سال زمان بعثت موجبات زيادى در برداشت كه طبعا پيدايش چنين جمعيتى را در ميان ياران پيغمبر اكرم (ص) ايجاب ميكرد.
پيغمبر اكرم در اولين روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموريت يافت كه خويشان نزديكتر خود را بدين خود دعوت كند صريحاً به ايشان فرمود كه هر يك از شما به اجابت من سبقت گيرد وزير و جانشين و وصى من است.
على (عليه السلام) پيش از همه مبادرت نموده اسلام را پذيرفت و پيغمبر اكرم ايمان او را پذيرفت و وعده هاى خود را تقبل نمود و عادتاً محال است كه رهبر نهضتى در اولين روز نهضت و قيام خود يكى از ياران نهضت را به سمت وزيرى و جانشينى به بيگانگان معرفى كند ولى به ياران و دوستان سرتا پا فداكار خود نشناساند يا تنها او را باامتياز وزيرى و جانشينى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود , او را از وظائف وزيرى معزول و احترام مقام جانشينى او را ناديده گرفته و هيچگونه فرقى ميان او و ديگران نگذارد.
پيغمبر اكرم (ص) به موجب چندين روايت مستفيض و متواتركه سنى و شيعه روايت كرده اند تصريح فرموده كه على (عليه السلام) در قول و فعل خود , از خطا و معصيت مصون است هر سخنى كه گويد و هر كارى كه كند با دعوت دينى مطابقت كامل دارد و داناترين مردم است به معارف و شرايع اسلام.
على عليه السلام خدمات گرانبهائى انجام داده و فداكاريهاى شگفت انگيزى كرده بود مانند خوابيدن در بستر پيغمبر اكرم در شب هجرت و فتوحاتى كه در جنگهاى بدرو احد و خندق و خيبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در يكى از اين وقايع در ميان نبود اسلام و اسلاميان به دست دشمنان حق ريشه كن شده بودند.
جريان غدير خم كه پيغمبر اكرم (ص) در آنجا على (ع) را به ولايت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود بديهى است اين چندين امتيازات و فضائل اختصاصى ديگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى كه پيغمبر اكرم به على (ع) داشت طبعاً عده اى از ياران پيغمبر اكرم را كه شيفتگان فضيلت و حقيقت بودند بر اين واميداشت كه على (ع) را دوست داشته به دورش گرد آيند و از وى پيروى كنند چنانكه عده اى را بر حسد و كينه آن حضرت واميداشت.
گذشته از همه اينها نام (شيعه على) و (شيعه اهل بيت) در سخنان پيغمبر اكرم (ص) بسيار ديده ميشود.


* قسمتى از كتاب «شيعه در اسلام» ـ تأليف علامه طباطبايى
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

نفوذ تشیع 

موضوع: پیرامون نفوذ تشیع در ایران چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:40

با يك نگاه مختصر به تاريخ گذشته ايران معلوم خواهد شد كه «نفوذ تشيع» در ايران، نه تنها به صورت دفعى نبوده، بلكه سير تدريجى آن تا قرنها با كندى صورت مى‏گرفته است. با نگرشى به حوادث و وقايعى كه در ارتباط با رشد «گرايشات شيعى» است، مى توان به سير تدريجى نفوذ تشيع در ايران، چند مرحله را در نظر گرفت. بطوريكه هر كدام از آنها مرحله‏ئى فراتر از مرحله قبل مى باشد:

مرحله اول، در ميان «موالى» ايران در عراق.

مرحله دوم، نفوذ تشيع در بعضى از مناطق مركزى ايران همچون «قم».

مرحله سوم، توسعه گرايشات شيعى با روى كار آمدن «بنى عباس».

مرحله چهارم، فتح طبرستان به دست «علويان».

مرحله پنجم، برپائى حكومت«آل بويه».

مرحله ششم، پس از حملات «مغول‏ها».

مرحهل هفتم، روى كار آمدن دولت «صفويه».

اگر چنين سيرى را در نظر بگيريم و قبول كنيم كه زمان اين مراحل، مجموعا ده قرن بوده است، نمى توان «عوامل نفوذ تشيع» را در يك يا دو عامل خلاصه نمود. اين به آن دليل است كه در هر دوره، وضعيت خاصى از لحاظ فرهنگى، سياسى و اقتصادى حاكم بوده است و طبعا عكس العمل مردم نيز در قبال مذاهب و فرق، مختلف و متفاوت صورت مى گرفته است.

از اين رو مى بايست حداقل، هر مرحله را بطور «نسبى» جداى از مراحل ديگر در نظر گرفته، و شرائط خاصى كه از ابعاد مختلف بر آن مرحله حاكم بوده به حساب آورد. اين «ساده انگارى» است كه كسى نفوذ تشيع را با اشاره به يك وجه قضيه كه آنهم معلوم نيست صحت دارد يا خير، توجيه كند.

...بعنوان مثال ما نمى‏توانيم وضعيت روحى و فرهنگى و نيز قابليت‏هاى مردمى را كه در سال 16 هجرى مغلوب شده‏اند، با مردمى كه صد سال بعد از آن زندگى مى كرده‏اند، برابر بدانيم. قطعا مردمى كه در قرن پنجم هجرى در ايران زيست مى كرده‏اند با كسانى كه مورد حمله اعراب مسلمان قرار گرفته بودند، تفاوت بسيار داشتند. وجود انگيزه‏هاى قومى در ميان آنها، سيرى «نزولى »داشته و يا تحت تأثير تعاليم اسلامى «تعديل» شده است. در اين صورت، عكس العمل آنها در قبال فرق مختلف، بايستى تغيير كند. اگر روزگارى آنها مورد هجوم «بنى اميه» بوده‏اند، طبعا روزگارى نيز خود، «بنى عباس» را بر سر كار آوردند. و زمانى، حكومت مستقل تشكيل دادند. و حتى حاكم بر بغداد شدند. روشن است كه اگر اين شرائط مختلف در نظر گرفته نشود، چه اشتباهات فراوانى در «نتيجه گيرى» بوجود خواهد آمد.

مردم ايران، روزگارى گرايششان به تشيع قوى شد كه حاكم بر بغداد شدند.

(زمان آل بويه) و زمانى اين گرايش، سرعت يافت كه مغولان بر آنها مسلط شدند. در اين صورت اين مطلب چه ارتباطى با اين توجيه دارد كه آنان به جهت ظلم و ستمى كه از سوى بنى اميه و حكام خود كامه بر ايشان مى رفت و زير فشار بودند و نيز مى خواستند تحت نام اسلام (اما نه اسلام خلفاء) مبارزه كنند، تشيع را برگزيدند؟

با اين توضيحات، چاره‏اى نداريم جز آنكه به اين محققين كه كار خود را «ساده» كرده (1) و با سخنى سخيف، ساختمانى عظيم بنا مى كنند بگوئيم، يكبار ديگر بايد در اين باره يعنى : «ترسيم سير تدريجى نفوذ تشيع در ايران و عوامل مربوط به آن»تأمل كنند!

... اين افراد با مطرح كردن زمينه‏هاى فرهنگى مردم ايران در قرن اول هجرى و نيز بيان انگيزه‏هاى قومى و ملى، مسئله نفوذ تشيع در ايران را تحليل و توجيه مى كنند.

در عين حال، بسيارى از مسائل جزئى كه تأثير كلى در نفوذ تشيع داشته و چنين تأثيرى در قرون بعد صورت گرفته، غافل مانده‏اند. براى يك« تحقيق روشن»، مى‏بايست تاريخ دقيق نفوذ تشيع در شهرها و مناطق مختلف، ذكر شود و تا آنجا كه امكان دارد، مسائل خاص هر يك از آن دوره‏ها، مورد بحث قرار گيرد.

البته مسائل عمده فرهنگى يك ملت نيز در مجموع، قابل توجه بوده و طبيعى است كه به هر حال ملتى كه قرنها با« فرهنگ خاصى» خو گرفته تا مدتها نتواند از آن دل بكند. مدت دوام آن، بستگى به نقش فرهنگ جديد بر جامعه و برخورد آن با فرهنگ پيشين دارد اين برخورد از طرف اسلام محكم بود در عين حال، برگزارى بعضى از جشن‏هاى جاهلى ايران نشانگر بقاى «آثار فرهنگى »گذشته محسوب مى‏شد. در قرون اوليه اين جشنها، هم در ميان مسلمانان ايرانى «سنى» و هم كسانى كه گرايشات «شيعى» داشتند، وجود داشت. علاوه بر اين در بين عربها نيز مشهود بود، بطوريكه بنى اميه داستان رستم و سهراب را زنده كردند (2) و يا ديگر خلفاى اموى و عباسى، مراسم عيد نوروز، جشن مهرگان و آداب و رسوم ايرانى را برگزار كرده و از بسيارى از رسوم ساسانى استقبال نمودند (3) .

توجه به اين مسائل فرهنگى در يك وجه كلى، مى تواند خطوطى را در سراسر تاريخ ايران ترسيم كند. بطوريكه تا اندازه‏اى بعنوان يك «محور» براى ارزيابى «تحولات فكرى و فرهنگى »مى‏تواند مورد توجه قرار گيرد. اما معمولا مى‏بايست در اين باره دقت زيادى به عمل آيد و تأثير اين مسائل بطور دقيق روشن گردد، نه اينكه تحت عناوين كلى و يا به جهت حضور سطحى آنها در ظواهر، نتايج گسترده گرفته شود.

تعليقات:

.1 ر. ك. براى نمونه: روند نهضتهاى ملى و اسلامى در ايران اثر انصاف‏پور.

.2 رازى، نقص ص .67

.3 رك جعفريان، تحقيقى كوتاه پيرامون رابطه تشيع و ايران ص 66، .67

تاريخ تشيع در ايران ص 11

نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

تاریخ تشیع 

موضوع: چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:22

تاريخچه اصطلاح شيعه

«شيعه‏» در لغت‏به معنى پيرو است و در اصطلاح به گروهى از مسلمانان گفته مى‏شود كه رهبرى جامعه اسلامى را پس از درگذشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از آن حضرت على عليه السلام و فرزندان معصوم او مى‏دانند.

به گواهى تاريخ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در طول حيات خود در موارد مختلف كرارا از فضايل و مناقب و نيز قيادت و رهبرى على عليه السلام پس از خويش سخن به ميان مى‏آورد.و اين توصيه‏ها و سفارشها سبب شده بود كه طبق روايات مستند، در همان زمان پيامبر، گروهى دور على عليه السلام را بگيرند و به نام شيعه على عليه السلام شناخته شوند. اين گروه پس از رحلت پيامبر بر همان عقيده پيشين خود باقى ماندند و مصلحت انديشيهاى فردى و گروهى را بر تنصيص رسول خدا در باب رهبرى مقدم نداشتند، وچنين بود كه گروهى در عصر رسول خدا و پس از درگذشت او به نام شيعه معروف شدند. به اين مطلب در گفتار نويسندگان ملل و نحل نيز اشاره و تصريح شده است.

نوبختى (متوفاى 310ه) مى‏نويسد: شيعه به كسانى گفته مى‏شود كه در زمان رسول خدا و پس از او، على عليه السلام را به امامت و خلافت پذيرفته و از ديگران گسسته و به او پيوسته‏اند».(1)

ابوالحسن اشعرى مى‏گويد: علت آنكه اين گروه را شيعه مى‏گويند آن است كه اينان على را پيروى كرده و او را بر ديگر صحابه مقدم مى‏دارند.(2)

شهرستانى مى‏نويسد: شيعه كسانى هستند كه از على عليه السلام بالخصوص پيروى كرده و به امامت و خلافت او از طريق نص و وصيت قائل شده‏اند.(3)

بنابر اين شيعه، تاريخى جز اسلام، و سرآغازى جز مبدا پيدايش اسلام ندارد، و در حقيقت، اسلام و تشيع دو رويه يك سكه يا دو نيمرخ از يك چهره‏اند كه در يك زمان متولد شده‏اند. در اصل هشتاد و ششم خواهد آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در نخستين روزهاى دعوت آشكار خود، بنى هاشم را جمع كرد و خلافت و وصايت على را به آنان اعلان نمود، و پس از آن نيز در مراحل مختلف، بخصوص در روز غدير خلافت اورا رسما اعلام داشت.

آرى، تشيع نه زاييده تبانى اهل سقيفه و نه فراورده حوادث دوران قتل عثمان و ديگر افسانه‏ها است، بلكه اين خود پيامبر گرامى بود كه با رهنمودهاى آسمانى مكرر خويش، بذر تشيع را براى اولين بار در دل صحابه غرس نمود و به مرور زمان آن را رشد داد و جمعى از اصحاب كبار چون سلمان و اباذر را شيعه ناميد. در تواريخ نام شيعيان على عليه السلام از صحابه و تابعين كه به خلافت‏بلا فصل او پس از پيامبر اكرم معتقد بودند آمده است كه ذكر اسامى آنان در اين مختصر نمى‏گنجد. تشيع به مفهوم يادشده، وجه مشترك ميان كليه شيعيان جهان است كه بخشى عظيم از مسلمانان گيتى را تشكيل مى‏دهند.شيعيان در طول تاريخ اسلام دوشادوش ساير مذاهب اسلامى در گسترش اسلام سهم عظيمى را ايفا كرده‏اند: علوم مختلف را پى‏ريزى، دولتهاى مهمى را پايه‏گذارى، و شخصيتهاى بسيار برجسته علمى و ادبى و سياسى را تقديم جامعه بشريت كرده‏اند، و اينك نيز در اكثر نقاط جهان حضور دارند.

پى‏نوشتها

1. فرق الشيعه، ص‏17.

2. مقالات الاسلاميين:1/65.

3. ملل و نحل:1/131.

4. الدر المنثور:8/589، به نقل از جابر بن عبد الله، ابن سعيد خدرى، ابن عباس و عليعليه السلام.

منشور عقايد اماميه صفحه 149

نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

 

موضوع: شيعه بايد اين گونه باشد چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:15

اللْهم و صل علي أوليائهم... المسلمين لأمرهم... المنتظرين أيامهم...

صحيفه سجاديه، دعا 47

1- تسليم لأمرهم:

اطاعت نمودن از دستورات ايشان و اعتراف به حقانيت ايشان در ظاهر و باطن نمودن و پذيرش سخن ايشان بدون آنكه در قلب يا زبان آن را انكار نمايد.

بعضي از علما گفته‌اند تسليم مرتبه‌اي فراتر از رضاست.

زيرا شخص راضي براي خود وجود و اراده‌اي تصور مي‌كند و به آنچه از ايشان صادر گشته تنها رضايت دارد اگر چه با طبع و نظر او مخالف باشد ولي كسيكه به مقام تسليم رسيده است از اين قضيه مبراست و فقط نظرش به سوي ايشان است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

تسلیت 

موضوع: چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:9

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (ص) را به همه مسلمانان جهان تسليت عرض مي کنم 
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

مذهب شیعه 

موضوع: چهارشنبه نهم خرداد 1386 11:35

مذهب شيعه در طول تاريخ حيات خود تحولات سياسى و اجتماعى بسيارى را پشت‏سر گذاشته كه در سرنوشت آن از نظر فعاليت‏هاى مذهبى و كلامى مؤثر بوده است. در اين درس گوشه‏هايى از اين تحولات را به طور گذرا يادآور مى‏شويم:

1 - عصر خلفا

در اكثر اين دوره شيعه از شرايط اجتماعى و سياسى مطلوبى برخوردار نبود، ولى در دوران خلافت ظاهرى امام على عليه‏السلام شرايط مطلوبى به دست آورد، و توسط امير المؤمنين عليه‏السلام معارف توحيدى تبيين گرديد و دانشمندان بسيارى در زمينه‏هاى تفسير، فقه و كلام از درياى بيكران علوم وى سيراب گرديدند. البته تبيين معارف توحيدى و تربيت دانشمندان توسط امام على عليه‏السلام در دوره قبل از خلافت او نيز انجام مى‏گرفت، ولى در دوران خلافت آن حضرت رشد فزاينده‏اى يافت

 

 

نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

 

موضوع: شيعه بايد اين گونه باشد چهارشنبه نهم خرداد 1386 11:12

اللْهم و صل علي أوليائهم... المسلمين لأمرهم... المنتظرين أيامهم...

صحيفه سجاديه، دعا 47

1- تسليم لأمرهم:

اطاعت نمودن از دستورات ايشان و اعتراف به حقانيت ايشان در ظاهر و باطن نمودن و پذيرش سخن ايشان بدون آنكه در قلب يا زبان آن را انكار نمايد.

بعضي از علما گفته‌اند تسليم مرتبه‌اي فراتر از رضاست.

زيرا شخص راضي براي خود وجود و اراده‌اي تصور مي‌كند و به آنچه از ايشان صادر گشته تنها رضايت دارد اگر چه با طبع و نظر او مخالف باشد ولي كسيكه به مقام تسليم رسيده است از اين قضيه مبراست و فقط نظرش به سوي ايشان است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
ای خدای بزرگ یک چیز بیش از همه بر من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم
و آن درد و غم بود درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت نجوید
جز فداکاری راهی بر نگیرد و جز عشق چیزی از آن ترشح نکند
خدایا عذر می خواهم
از اینکه در مقابل تو می ایستم
و از خود سخن می گویم و خود را
چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند
و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل بحساب آورد
خدایا تو در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی
انیس شبهای تار من شدی ، تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و
کمک کردی ، در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی
نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مسلح نمودی و در میان ابرهای ابهام در مسیری
تاریک و مجهول و و حشتناک مرا هدایت کردی .
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati