شیعه و شیعه شناسی
|
|
معرفی کتاب موضوع: معرفی کتاب شنبه دوازدهم خرداد 1386 20:11 ۱. شفاعت و توسل ( سید محمدکاظم روحانی)
۲. رویکرد عقلانی بر باورهای وهابیت (حاج شیخ نجم الدین طبسی) ۳. بیست گفتار ( شهید استاد مرتضی مطهری) ۴. آنگاه هدایت شدم ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی) ۵. حقانیت مذهب شیعه ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی) ۶. مع الصادق ( دکتر سید محمد تیجانی تونسی) نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
کیفیت پیدایش شیعه
* قسمتى از كتاب «شيعه در اسلام» ـ تأليف علامه طباطبايىنوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
نفوذ تشیع موضوع: پیرامون نفوذ تشیع در ایران چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:40 با يك نگاه مختصر به تاريخ گذشته ايران معلوم خواهد شد كه «نفوذ تشيع» در ايران، نه تنها به صورت دفعى نبوده، بلكه سير تدريجى آن تا قرنها با كندى صورت مىگرفته است. با نگرشى به حوادث و وقايعى كه در ارتباط با رشد «گرايشات شيعى» است، مى توان به سير تدريجى نفوذ تشيع در ايران، چند مرحله را در نظر گرفت. بطوريكه هر كدام از آنها مرحلهئى فراتر از مرحله قبل مى باشد: مرحله اول، در ميان «موالى» ايران در عراق. مرحله دوم، نفوذ تشيع در بعضى از مناطق مركزى ايران همچون «قم». مرحله سوم، توسعه گرايشات شيعى با روى كار آمدن «بنى عباس». مرحله چهارم، فتح طبرستان به دست «علويان». مرحله پنجم، برپائى حكومت«آل بويه». مرحله ششم، پس از حملات «مغولها». مرحهل هفتم، روى كار آمدن دولت «صفويه». اگر چنين سيرى را در نظر بگيريم و قبول كنيم كه زمان اين مراحل، مجموعا ده قرن بوده است، نمى توان «عوامل نفوذ تشيع» را در يك يا دو عامل خلاصه نمود. اين به آن دليل است كه در هر دوره، وضعيت خاصى از لحاظ فرهنگى، سياسى و اقتصادى حاكم بوده است و طبعا عكس العمل مردم نيز در قبال مذاهب و فرق، مختلف و متفاوت صورت مى گرفته است. از اين رو مى بايست حداقل، هر مرحله را بطور «نسبى» جداى از مراحل ديگر در نظر گرفته، و شرائط خاصى كه از ابعاد مختلف بر آن مرحله حاكم بوده به حساب آورد. اين «ساده انگارى» است كه كسى نفوذ تشيع را با اشاره به يك وجه قضيه كه آنهم معلوم نيست صحت دارد يا خير، توجيه كند. ...بعنوان مثال ما نمىتوانيم وضعيت روحى و فرهنگى و نيز قابليتهاى مردمى را كه در سال 16 هجرى مغلوب شدهاند، با مردمى كه صد سال بعد از آن زندگى مى كردهاند، برابر بدانيم. قطعا مردمى كه در قرن پنجم هجرى در ايران زيست مى كردهاند با كسانى كه مورد حمله اعراب مسلمان قرار گرفته بودند، تفاوت بسيار داشتند. وجود انگيزههاى قومى در ميان آنها، سيرى «نزولى »داشته و يا تحت تأثير تعاليم اسلامى «تعديل» شده است. در اين صورت، عكس العمل آنها در قبال فرق مختلف، بايستى تغيير كند. اگر روزگارى آنها مورد هجوم «بنى اميه» بودهاند، طبعا روزگارى نيز خود، «بنى عباس» را بر سر كار آوردند. و زمانى، حكومت مستقل تشكيل دادند. و حتى حاكم بر بغداد شدند. روشن است كه اگر اين شرائط مختلف در نظر گرفته نشود، چه اشتباهات فراوانى در «نتيجه گيرى» بوجود خواهد آمد. مردم ايران، روزگارى گرايششان به تشيع قوى شد كه حاكم بر بغداد شدند. (زمان آل بويه) و زمانى اين گرايش، سرعت يافت كه مغولان بر آنها مسلط شدند. در اين صورت اين مطلب چه ارتباطى با اين توجيه دارد كه آنان به جهت ظلم و ستمى كه از سوى بنى اميه و حكام خود كامه بر ايشان مى رفت و زير فشار بودند و نيز مى خواستند تحت نام اسلام (اما نه اسلام خلفاء) مبارزه كنند، تشيع را برگزيدند؟ با اين توضيحات، چارهاى نداريم جز آنكه به اين محققين كه كار خود را «ساده» كرده (1) و با سخنى سخيف، ساختمانى عظيم بنا مى كنند بگوئيم، يكبار ديگر بايد در اين باره يعنى : «ترسيم سير تدريجى نفوذ تشيع در ايران و عوامل مربوط به آن»تأمل كنند! ... اين افراد با مطرح كردن زمينههاى فرهنگى مردم ايران در قرن اول هجرى و نيز بيان انگيزههاى قومى و ملى، مسئله نفوذ تشيع در ايران را تحليل و توجيه مى كنند. در عين حال، بسيارى از مسائل جزئى كه تأثير كلى در نفوذ تشيع داشته و چنين تأثيرى در قرون بعد صورت گرفته، غافل ماندهاند. براى يك« تحقيق روشن»، مىبايست تاريخ دقيق نفوذ تشيع در شهرها و مناطق مختلف، ذكر شود و تا آنجا كه امكان دارد، مسائل خاص هر يك از آن دورهها، مورد بحث قرار گيرد. البته مسائل عمده فرهنگى يك ملت نيز در مجموع، قابل توجه بوده و طبيعى است كه به هر حال ملتى كه قرنها با« فرهنگ خاصى» خو گرفته تا مدتها نتواند از آن دل بكند. مدت دوام آن، بستگى به نقش فرهنگ جديد بر جامعه و برخورد آن با فرهنگ پيشين دارد اين برخورد از طرف اسلام محكم بود در عين حال، برگزارى بعضى از جشنهاى جاهلى ايران نشانگر بقاى «آثار فرهنگى »گذشته محسوب مىشد. در قرون اوليه اين جشنها، هم در ميان مسلمانان ايرانى «سنى» و هم كسانى كه گرايشات «شيعى» داشتند، وجود داشت. علاوه بر اين در بين عربها نيز مشهود بود، بطوريكه بنى اميه داستان رستم و سهراب را زنده كردند (2) و يا ديگر خلفاى اموى و عباسى، مراسم عيد نوروز، جشن مهرگان و آداب و رسوم ايرانى را برگزار كرده و از بسيارى از رسوم ساسانى استقبال نمودند (3) . توجه به اين مسائل فرهنگى در يك وجه كلى، مى تواند خطوطى را در سراسر تاريخ ايران ترسيم كند. بطوريكه تا اندازهاى بعنوان يك «محور» براى ارزيابى «تحولات فكرى و فرهنگى »مىتواند مورد توجه قرار گيرد. اما معمولا مىبايست در اين باره دقت زيادى به عمل آيد و تأثير اين مسائل بطور دقيق روشن گردد، نه اينكه تحت عناوين كلى و يا به جهت حضور سطحى آنها در ظواهر، نتايج گسترده گرفته شود. تعليقات: .1 ر. ك. براى نمونه: روند نهضتهاى ملى و اسلامى در ايران اثر انصافپور. .2 رازى، نقص ص .67 .3 رك جعفريان، تحقيقى كوتاه پيرامون رابطه تشيع و ايران ص 66، .67 تاريخ تشيع در ايران ص 11 نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
تاریخ تشیع تاريخچه اصطلاح شيعه«شيعه» در لغتبه معنى پيرو است و در اصطلاح به گروهى از مسلمانان گفته مىشود كه رهبرى جامعه اسلامى را پس از درگذشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از آن حضرت على عليه السلام و فرزندان معصوم او مىدانند. به گواهى تاريخ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در طول حيات خود در موارد مختلف كرارا از فضايل و مناقب و نيز قيادت و رهبرى على عليه السلام پس از خويش سخن به ميان مىآورد.و اين توصيهها و سفارشها سبب شده بود كه طبق روايات مستند، در همان زمان پيامبر، گروهى دور على عليه السلام را بگيرند و به نام شيعه على عليه السلام شناخته شوند. اين گروه پس از رحلت پيامبر بر همان عقيده پيشين خود باقى ماندند و مصلحت انديشيهاى فردى و گروهى را بر تنصيص رسول خدا در باب رهبرى مقدم نداشتند، وچنين بود كه گروهى در عصر رسول خدا و پس از درگذشت او به نام شيعه معروف شدند. به اين مطلب در گفتار نويسندگان ملل و نحل نيز اشاره و تصريح شده است. نوبختى (متوفاى 310ه) مىنويسد: شيعه به كسانى گفته مىشود كه در زمان رسول خدا و پس از او، على عليه السلام را به امامت و خلافت پذيرفته و از ديگران گسسته و به او پيوستهاند».(1) ابوالحسن اشعرى مىگويد: علت آنكه اين گروه را شيعه مىگويند آن است كه اينان على را پيروى كرده و او را بر ديگر صحابه مقدم مىدارند.(2) شهرستانى مىنويسد: شيعه كسانى هستند كه از على عليه السلام بالخصوص پيروى كرده و به امامت و خلافت او از طريق نص و وصيت قائل شدهاند.(3) بنابر اين شيعه، تاريخى جز اسلام، و سرآغازى جز مبدا پيدايش اسلام ندارد، و در حقيقت، اسلام و تشيع دو رويه يك سكه يا دو نيمرخ از يك چهرهاند كه در يك زمان متولد شدهاند. در اصل هشتاد و ششم خواهد آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در نخستين روزهاى دعوت آشكار خود، بنى هاشم را جمع كرد و خلافت و وصايت على را به آنان اعلان نمود، و پس از آن نيز در مراحل مختلف، بخصوص در روز غدير خلافت اورا رسما اعلام داشت. آرى، تشيع نه زاييده تبانى اهل سقيفه و نه فراورده حوادث دوران قتل عثمان و ديگر افسانهها است، بلكه اين خود پيامبر گرامى بود كه با رهنمودهاى آسمانى مكرر خويش، بذر تشيع را براى اولين بار در دل صحابه غرس نمود و به مرور زمان آن را رشد داد و جمعى از اصحاب كبار چون سلمان و اباذر را شيعه ناميد. در تواريخ نام شيعيان على عليه السلام از صحابه و تابعين كه به خلافتبلا فصل او پس از پيامبر اكرم معتقد بودند آمده است كه ذكر اسامى آنان در اين مختصر نمىگنجد. تشيع به مفهوم يادشده، وجه مشترك ميان كليه شيعيان جهان است كه بخشى عظيم از مسلمانان گيتى را تشكيل مىدهند.شيعيان در طول تاريخ اسلام دوشادوش ساير مذاهب اسلامى در گسترش اسلام سهم عظيمى را ايفا كردهاند: علوم مختلف را پىريزى، دولتهاى مهمى را پايهگذارى، و شخصيتهاى بسيار برجسته علمى و ادبى و سياسى را تقديم جامعه بشريت كردهاند، و اينك نيز در اكثر نقاط جهان حضور دارند. پىنوشتها 1. فرق الشيعه، ص17. 2. مقالات الاسلاميين:1/65. 3. ملل و نحل:1/131. 4. الدر المنثور:8/589، به نقل از جابر بن عبد الله، ابن سعيد خدرى، ابن عباس و عليعليه السلام. منشور عقايد اماميه صفحه 149 نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
موضوع: شيعه بايد اين گونه باشد چهارشنبه نهم خرداد 1386 12:15 اللْهم و صل علي أوليائهم... المسلمين لأمرهم... المنتظرين أيامهم...
صحيفه سجاديه، دعا 47 1- تسليم لأمرهم: اطاعت نمودن از دستورات ايشان و اعتراف به حقانيت ايشان در ظاهر و باطن نمودن و پذيرش سخن ايشان بدون آنكه در قلب يا زبان آن را انكار نمايد. بعضي از علما گفتهاند تسليم مرتبهاي فراتر از رضاست. زيرا شخص راضي براي خود وجود و ارادهاي تصور ميكند و به آنچه از ايشان صادر گشته تنها رضايت دارد اگر چه با طبع و نظر او مخالف باشد ولي كسيكه به مقام تسليم رسيده است از اين قضيه مبراست و فقط نظرش به سوي ايشان است. ادامه مطلب نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
تسلیت شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (ص) را به همه مسلمانان جهان تسليت عرض مي کنم
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
مذهب شیعه مذهب شيعه در طول تاريخ حيات خود تحولات سياسى و اجتماعى بسيارى را پشتسر گذاشته كه در سرنوشت آن از نظر فعاليتهاى مذهبى و كلامى مؤثر بوده است. در اين درس گوشههايى از اين تحولات را به طور گذرا يادآور مىشويم:
1 - عصر خلفا در اكثر اين دوره شيعه از شرايط اجتماعى و سياسى مطلوبى برخوردار نبود، ولى در دوران خلافت ظاهرى امام على عليهالسلام شرايط مطلوبى به دست آورد، و توسط امير المؤمنين عليهالسلام معارف توحيدى تبيين گرديد و دانشمندان بسيارى در زمينههاى تفسير، فقه و كلام از درياى بيكران علوم وى سيراب گرديدند. البته تبيين معارف توحيدى و تربيت دانشمندان توسط امام على عليهالسلام در دوره قبل از خلافت او نيز انجام مىگرفت، ولى در دوران خلافت آن حضرت رشد فزايندهاى يافت
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
موضوع: شيعه بايد اين گونه باشد چهارشنبه نهم خرداد 1386 11:12 اللْهم و صل علي أوليائهم... المسلمين لأمرهم... المنتظرين أيامهم...
صحيفه سجاديه، دعا 47 1- تسليم لأمرهم: اطاعت نمودن از دستورات ايشان و اعتراف به حقانيت ايشان در ظاهر و باطن نمودن و پذيرش سخن ايشان بدون آنكه در قلب يا زبان آن را انكار نمايد. بعضي از علما گفتهاند تسليم مرتبهاي فراتر از رضاست. زيرا شخص راضي براي خود وجود و ارادهاي تصور ميكند و به آنچه از ايشان صادر گشته تنها رضايت دارد اگر چه با طبع و نظر او مخالف باشد ولي كسيكه به مقام تسليم رسيده است از اين قضيه مبراست و فقط نظرش به سوي ايشان است. ادامه مطلب نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
ای خدای بزرگ یک چیز بیش از همه بر من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم
و آن درد و غم بود درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت نجوید جز فداکاری راهی بر نگیرد و جز عشق چیزی از آن ترشح نکند خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل بحساب آورد خدایا تو در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی انیس شبهای تار من شدی ، تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و کمک کردی ، در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مسلح نمودی و در میان ابرهای ابهام در مسیری تاریک و مجهول و و حشتناک مرا هدایت کردی . Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati