شیعه و شیعه شناسی
|
|
متن گفتگو با آقای دکتر محمد تیجانی(محقق و پژوهگشر جهان اسلام) در برنامه ماه عسل موضوع: متن گفتگو با آقای دکتر محمد تیجانی_محقق جهان اسلام شنبه بیست و یکم مهر 1386 13:42 - امروز مهمونی داریم که شاید من و توی جوون کمتر نسبت بهش شناخت داشته باشیم و خوب نشناسیم، ولی بزرگترها همون جماعتی که باهاشون در اول برنامه خداحافظی کردیم اونو خوب بشناسن، اونهایی که آئین و مذهبشون رو خوب می شناسن. یکی از دلایلی که ایشون رو دعوت کردیم این بود که جزء مجموعه ای هستند که در اول برنامه باهاشون خداحافظی کردیم ولی به سلام ما جواب دادن. برای رسیدن به اون نگاه قشنگ و آسمونی و دوست داشتنیشون خیلی سفر کردن، خیلی رنج کشیدن، خیلی سختی کشیدن تا تبدیل شدن به همون مرد افسانه ای که خیلی ها فکر می کنن که یک حکایت بچه گونه است در عالم تشیع. این آدم روبه روی من نشسته و به همراه یک مترجم به نام آقای مقدم و اومدن که با هم حرف بزنیم . بگین سلام کنن و ازشون خیلی تشکر کنید که دعوت مارو پذیرفتن. - سلام علیکم. و هم چنین تشکر می کنم از شما به خاطر فرصتی که به من دادین تا با ملت ایران صحبت کنم و هم با جهانیان. - آقای دکتر تیجانی؛ امروز برنامه ما بیشتر بیننده هاش جوونن، رفیقای منن، همسن وسالای منن. می خوام بحثمون امروز متفاوت تر از همه مباحثی است که شما تا حالا نشستین توی مجالسی که عالمان نشستن و گفتگو کردین. امروز بحث ما بحث جووناست. - خیلی خوب. بیشتر مخاطبین من جوانها هستند. در آمریکا بیشترین مخاطبین من جوان ها هستند. به تونس که می رم، مخاطبینم جوان ها هستند. من 65 سال دارم ولی هنوز جوان هستم(با خنده) - چرا به شما می گن افسانه ای هستین؟ چرا می گن شما رویایی هستین؟ چرا می گن خیالی هستین؟ (خیلی ها در دنیا) : - وقتی که عاجز ماندن از جواب کتاب من که در حقانیت مذهب شیعه نوشتم، آمدند گفتن که علمای ایران جمع شدند و یک شخصیت خیلی و اسطوره ای ساختن به نام تیجانی و این آقا این کتاب رو نوشته و همچین آدمی نیست. - یه کتاب دارن به نام آنگاه که هدایت شدم و کتابی به نام همراه راستگویان، کدوم کتابو می گن؟ - کتاب آنگاه که هدایت شدم - این کتاب رو کی نوشتین:: - سال 1976 میلادی - یکی از بهترین کتابهایی است که در عالم تشیع نوشته شده و قرار شده که یک ترجمه روان تر و راحت تر از این کتاب ارائه بشه. کتاب فوق العاده ایست از آقای دکتر تیجانی. جوان های ما اگه خواستن در مورد مذهب شیعه بیشتر بدونن این کتاب رو اگه بتونن تهیه کنن فوق العاده ست. این کتاب رو (آنگاه که هدایت شدم) در سال 76 میلادی نوشتین. چی شد؟ - بعد از آن 11 کتاب دیگر را هم نوشتم، این تنها کتای من نیست. من افتخار می کنم این کتابهایی رو که نوشتم از منابع برادران اهل سنت در آوردم. در کتابهای من یک حدیث از منابع شیعه استفاده نکردم. - کتاب مع الصادقین رو کی نوشتین؟ - بعد از موفقیت آنگاه هدایت شدم شروع کردم به نگارش کتاب مع الصادقین. - در مع الصادقین از چه کتابهایی استفاده کردین؟ - در عقاید اهل تشیع، که موردش زیر سوال اهل تسننه که این عقاید چرا در نظر شیعه هست، در این کتاب ثابت کردم که ایرادهایی که بر ما وارد هست و آنها بر ما وارد می کنند در مذهب خودشون هست این ایرادها. مثلا مهری که بر آن نماز می خوانیم. برادران اهل تسنن از برادران اهل تشیع انتقاد می کنن که آنها بر خاک سجده می کنن یا برای خاک سجده می کنن. من از مسلم و بخاری ثابت کردم و حدیثی در آوردم که پیامبر تقریبا مهری ساخته بود که بر آن سجده می کرد. پیامبر اکرم(ص) منع می کرد اصحاب خودش را بر سجده کردن بر عمامه و یا مقداری از لباس خود. - در روایتی هست که حصیر بوده. - حصیر بود درسته. با وجود حصیر بازم پیامبر سفارش کرده بود که مقداری از گل و مقداری از کاه ، وقتی از کاه و گل ساخته بودن برای سجده . در صحیفه بخاری هست که ای عایشه به من این خمره یا این قطعه خاک را بدید که بر آن سجده کنم. حضرت عایشه عذر زنانه آورد که من نمی تونم این مهر رو به شما بدم چون من عذر دارم. اما حضرت فرمود عذر شما ربطی به دستتون نداره، می تونید به من بدید. با این که حصیر از درخته و از برگ درخت ساخته شده حضرت سفارش کردن که بهترین سجده گاه زمینه. پیامبر می فرماید خدا زمین را برای من قرار داد هم جای سجده و هم جای پاکی. - موافقین در مورد زندگیتون صحبت کنیم؟ - مشکلی نیست. بفرمایید. - کجا متولد شدین؟ - در شهر قفصه در جنوب تونس به دنیا امدم. از جنک جهانی دوم . در دوم فبرایل سال 1943. - خانوادتون، پدر و مادرتون چه مذهبی داشتن؟ - مذهب اهل تسنن شاخه مالکی. - چی شد که شما شیعه شدین؟ خیلی ها معتقدند که اولین مستبسد جهانی که اتفاق افتاده دکتر تیجانیه. خیلی ها اسم شما رو نام می برن. - در سال 76 میلادی به مذهب شیعه گرایش پیدا کردم. در زمانی که با شهید محمد باقر سعد دیدار کردم. - اتفاقا مقالات ایشون رو که می خوندم خیلی عرض ارادت می کردن به شهید محمد باقر سعد . دلیلش رو همین جا بپرسم بعد ادامه بدن. - با علمای شیعه زیادی نشست و برخاست داشتم ولی این سید تواضع و فروتنی خاصی داشت. با این که علمش از همه بیشتر بود و این تواضع را داشت و این برای من خیلی خوشایند بود. هر سوالی که می پرسیدم خیلی مختصر و قانع کننده جواب می دادند. - ادامه بدین. - بعد از این تیتروار اسم کتابها و تالیفاتشون رو آوردند که ماحصل این شد. - جواب منو ندادین با اون لبخند قشنگتون . چرا شما شیعه شدین؟ توی کشوری زندگی می کردین که همه از برادران و عزیزان ما هستند از اهل سنت. چرا شما شیعه شدین؟ - من از طریق بحث علمی. چون من زاده یک شیعه نیستم مثل شما یا شیعه وارث نبودم. بنده سنی بودم و هم ارث سنی ها رو برده بودم و هم در خانواده سنی به دنیا آمدم. من با بحث علمی روشن شدم. و سه سال طول کشید تا من مقایسه کردم مذاهب اسلامی رو و تونستم این مذهب رو انتخاب کنم. بهترین دلیل این که روسای مذاهب اهل تسنن هیچ کدام پیامبر را ندیدن و پیامبر ننشستند و بین انها و زمان پیامبر حداقل 150 سال بود . و آنها وقتی ظاهر شدند که صدیقه عظمی و حضوری که بین صحابه پیغمبر به وجود آمد. اون موقع بود که ظاهر شدن. فتنه ای که در آن باعث شد صحابه پیامبر همدیگر را تکفیر کنند، همدگر را کافر خطاب کنند، با همدیگر بجنگند و همدیگر را به قتل برسانند . بعد از اون فتنه گروه لشکر یزید مدینه منوره (شهر پیغمبر) را برای خود آزاد کرد و گفت هر کاری کردید آزادید. این مساله ما را به شک اندخت و پیامبر سفارش کرد که چیزی که شک برانگیزه کنار بگذارید و این که همه می دونند که حضرت علی (ع) در دامان پیغمبر به دنیا آمد و بزرگ شد. مرکز محدودیت بحث علمی من اینه که حضرت علی (ع) اعلم ترین صحابه پیغمبر بود و همه از ایشون سوال می کردند. یکی از علمای تونس به نام ابن عرفه چنذین سال قبل از من می زیسته ، گفته بود: که ولایت علی (ع) بر من ثابت شد. اعتراض کردند علمای قیطوره شهر تونس که چرا این حرفو می زنی؟ چرا می گی علی از همه بهتره؟ گفت به خاط این که همه محتاج علی (ع) اند ولی علی به کسی احتیاج علمی نداشت. عقل سالم به من می گه پیروی از این شخص که همه محتاج او هستند بهتر است. برادران اهل تسنن به چهار تا امامی که روسای مذهبی آنها هستند اقتدا می کنند که آنها فاصله زیادی با پیغمبر دارن و حتی بعد از آنها نیز دیگه امامی وجود نداره. در حالی که شیعه به کسانی اقتدا می کنند که فاصله ای با پیامبر نداشتن. عقلتون اینو می گه که وقتی دوازده امام شیعه که ما پیرو آنها هستیم این دوازده تا بر یک چیز اتفاق نظر دارند و بر یک چیز تاکید می کنند بهتر است پیرئی شوند یا چهار امامی که هر کدوم با یکدیگر اختلاف دارن و حتی بسم الله گفتن انها با یکدیگر اختلاف داره، فرق داره. عقل اینو می گه که من کدام رو پیروی کنم: دوازده تا که بر یک چیز متفقن یا چهار تایی که مختلف هستن. قرآن کریم می فرماید که آن چیزی که به حق دعوت می کند مستحق پیروی هست یا کسی که باید آن را هدایت کند . - اولین باری که نام مقدس امیرالمومنین رو شنیدید توی کشور و دیار و سرزمینی که شاید دور بودند یا به عبارتی مقداری بیگانه بودند از این واژه یا نام مقدس حضرت امیر، توی اون دوران جوانی کی بوده؟ چه جوری عاشق حضرت علی شدید؟ - من از کودکی، شیرخوارگی با اسم علی آشنا شدم. چرا که در تونس رسمی هست که زنان تونسی وقتی که بچه ای به دنیا می یارن، این بچه اولین عطسه ای که می کند می گن به اسم محمد بگو محمد، بگو علی، صلوات بفرست بر محمد و آل نبی، محمد و علی هستند و حاضرند، شر و شیطان فرار کرد. این رسم ماست . من از شیرخوارگی با اسم علی آشنا شدم. در کودکی، شخصی بو که به بچه ها روایت، داستان و قصه ای می گفت. از داستانها و شجاعت ها و جوانمردی های حضرت علی که شمشیر پیروز خدا بود به ما می گفت. من از اون جا عاشق این شخصیت شدم. همه کودکان عاشق حضرت علی اند چرا که دوست دارند این شجاعت و این جوانمردی و مثلا کودک میل داره به شجاعت. و وقتی می بینند این شخصیت اسلامیه بیشتر میل دارند. - چند ساله بودید که شیعه شدید؟ - 27 تا 28 سال. - اون علامت سوالی که تو ذهن شما به وجود اومد، اون کنکاش و کنجکاوی که خودتون می فرمایین که سبب شد برای تحقیق و کنکاش راجع به شیعه و ولایت امیرالمومنین، دلیلش چی بود؟ چه اتفاقی و چه برخوردی کردین؟ با چه صحنه ای مواجه شدین که لحظه ای به فکر فرو رفتین برای این که باید تحقیق بیشتری بکنید؟ - در یک سفر غیر منتظره که تقدیر الهی بود من به این سفر برم. این باعث شد. این سفر خدایی و غیر ارادی من رو به نجف رسوند. من از علمای نجفشون که فکر می کردم آنها کافر هستند و وقتی آنها نشستند و صحبت کردن حیرت مرا گرفت مگر می شه این ها کافر باشند.؟ در اوایا باز من قانع نبودم فکر می کردم که آنها دارند ورویی می کنند، فکر می کردم آنها منافقن و دارند تقیه می کنند، دارند منو گول می زنند. بعد از بازگشتم از این سفر رفتم تونس منزل خودم. سه سال طول کشید که من دریافتم که چیزی که شیعه از ما می گه در کتب خود ما اهل تسنن بوده و چیز دروغی نیست و آنها دروغ نگفتند. در یکی از کتابهایم نوشتم که اگر برادران اهل تسنن کتابهای خودشان را بخوانند و کتابهای اهل تشیع را نخوانند . این یک حالت با تفکر، اگر بخوانند این کافی خواهد بود که به حقیقت واقعی برسند. بفرمایید. - من بیشتر ترجیح می دم که سکوت کنم و حرفهای شما رو بشنوم. - من ترجیح می دم شما چون جوانید از من سؤال کنید. چون جوان هستید. - قلبتون چند سالشه؟ - 30 ساله. - دایره گسترده و نورانی اسلام چه طور مذاهب و فرقه هایی هستند که کنار همدیگر قرار دارن. گهگاهی روبه روی هم قرار می گیرن . شما سالیان سال تجربه دارین با همه این فرقه ها، با هممه این مذاهب نشستین، صحبت کردین، بحث کردین، بحث های چالشی داشتین، بحث معروف شما در شبکه الجزیره رو ما دنبال می کردیم. می خوام از شما این سؤال رو بپرسم چی کار باید بکنیم بیشترین نقاط مشترک بین همه ما کسانی که در این دایره گسترده قرار داریم و اون همینه که ما مسلمونیم اما بعضی موقع این قدر از هم دیگه دوریم، این قدر از همدیگه فاصله می گیریم که انگار فرسنگها آئینمون، نگاهمون، ایده هامون با هم دیگه فرق می کنه. اون نکته او ن نقطه ای که شما بعد از سالیان سال تجربه کردین که سبب وحدت، سبب این که همه کنار همدیگه قرار بگیریم همه مسلمونای دنیا که این جوری مظلومانه با مسلمونا برخورد نکنند که سبب افراط بعضی از مسلمونای تندرو، بعضی از فرقه های خاص که چهره اسلام رو خراب می کنند چه کار باید بکنیم که این طوری نشه؟ - بعد از 35 سال فعالیت من در این زمینه، بهترین وسیله و بهترین راه ایجاد دموکراسی. دموکراسی نه به معنای دموکراسی بوش که وارد عراق شد و به اسم دموکراسی می خواد به عربها و مسلمانا عراق دموکراسی آموزش بده. نه به اون معنا. بلکه دموکراسی که ما سخن و حذف همدیگرو بشنویم و فرصت بدیم به همدیگه که حرف بزنیم، حرفی که ما می خوایم بگیم. دموکراسی فطری، دموکراسی عقلی باید باشه که خداوند در قرآن می فرماید حق را بگو هرکس خواست قبول می کند هر کس نخواست قبول نمی کند. - نکته خیلی مهمیه. این یه حقیقته . یکی از نکاتی که من جوون حالا با سفری که داشتم به کشورهای دیگه مسلمون باهاشون حرف زدیم و صحبت کردیم. دارم برداشت می کنم از فرمایشات آقای دکتر تیجانی. بعضی از فرقه ها و مذاهبی که در دایره گسترده اسلام هست اجازه سخن گفتن به همدیگرو نمی دن. اجازه این که من بخوام از تشیع، از آئینم دفاع کنم یا اگر من بخوام اجازه بدم کسی از رفقای اهل تسنن می خواد در مورد فرقه خودش صحبت کنه خیلی نسبت به همدیگه موضع می گیریم. این خواستیه که این آرزویی که این حجاجتیه که همه دنیا داره. این آتیشیه که اگر روشن بشه تو دایره مسلمونا عالیه برای خیلی ها از خداشون که شیعه در بیفته با اهل سنت ، اهل سنت با اهل شیعه. و فرقه های گسترده ای که حالا خیلی مجال نیست راجه بهش صحبت کنیم. یکی از حقایقی که باعث بعضی موقع ها عدم وحدت مسلمونا در کره زمین شده همینه. همین دموکراسی که آقای دکتر تیجانی می گن. همین شنیده شدنه. حق را باید گفت حالا می تونه بشنون، می تونن مذاکره کنن، صحبت بکنن. بر خلاف اون بحثی که ایشون در شبکه الجزیره داشت و روز آخر بدون همراه بود . بهشون بگید که ما مصاحبشون رو دنبال می کردیم. - در مستقله بود. در حالی که اگر علمای اسلام در یک میزگردی دور هم جمع بشن و با همدگه گفتگو کنن نقاط مشترک زیادی پیدا خواهند کرد و اگر تحریم فرهنگی از کشورها برداشته بشه یعنی این که کتب اهل تشیع اجازه ورود به کشورهای اشسلامی و عربی رو بگیره تا خود مردم انتخاب کنند و مطالعه کنند. این دموکراسی برقرار نیست چون کتابهای اهل تشیع تحریمه.در بیشتر کشورهای عربی و اسلامی به آن اجازه ورود نمی دن. حتی در نمایشگاههای دائمی کتاب نیز فقط کتابهای دعا هست ولی کتاب اهل تشیع وارد نمی شه. بیشتر به کشورهای عربی سفر کردم با برخورد علمای اهل تشیع در اون کشورها . در کتابخانه های شخصیشون حتی کتاب شیعه ندارن بیشتر کتاب اهل تسنن هست. علمای اهل تسنن حتی در خونه هاشون حتی یک کتاب هم نگه نمی دارن از اهل تشیع. فقط جزء دعا و قرآن و مفاتیح الجنان چیز دیگه ای در کتابخانه شخصی خودشون ندارند. اگر به مردم اجازه داده بشه که کتابهای اهل تشیع را بخوانند آن ها حق را خواهند فهمید. - آقای دکتر تیجانی چرا شیعه ها در دنیا مظلومند؟ - خداون در قرآن می فرماید که پیامبر با حق آمد و بسیاری با این حق مخالفند. پس معلوم می شه که بیشتر آنها باطلند و با حق دارن می جنگند. چون اهل حق کمند پس مظلوم می شن. قائله ی خیلی منطقی هستش. اهل حق کمند و در قرآن می گه خیلی کمند بندگان شاکر من. در زمان های قدیم اگر تاریخ را مطالع کنیم تمام پیامبران از امت های خودشان ظلم و جفا دیدن، به حدی که تا کشتن آن ها انجامید. حضرت علی (ع) با اون همه مقام و مرتبه هفتاد سال در برابر مسلمانان لعن و نفرین می شد. چه ظلمی بالاتر و بزرگتر از این ظلم. کسی که به منزلت علی بن ابیطالب (ع)، منزلت هارون از موسی وقتی به اون لعن می شه وای به حال پیروان او. پیروان حضرت علی به محض اینکه یک فضیلتی از حضرت نقل می کردند سرش رو می بریدند و آن ها را می کشتند. به جایی رسید که ظلم در شیعیان که یک شیعه آرزو می کرد که لقب یهود به خودش می گرفت، بهش می گفتن یهودی. چرا که یهودی چون اهل کتابه خونش حلال نیست ولی شیعه لقب کافر بهش می دادن و خونش رو می ریختند. - من یه چیزی بگم شما برای آقای دکتر ترجمه کنید شاید حرفهای من اشتباه باشه . تصحیح بفرمایند. این روزها توی دنیا صحبت از دموکراسی زیاد می شه. این روزها توی دنیا صحبت آزادی زیاد می شه. رفقا و هم سن و سالای خودم ایرونیای خوبم ، اول برنامه خداحافظی کردیم با بزرگترهایی که دین و آئین و فرقشون رو می شناسن. سلام کردیم به اونایی که یک دینی به پیشونیشون خورده ولی هیچی ازش نمی دونن. و فکر می کنن قشنگه و فکر می کنن روشنفکریه که از آئین و مذهب و فرقه هیچی ندونی، زشته،سنتیه........... تو دایره اسلام نمی دونم می شه قشنگ تر از این دموکراسی پیدا کرد یا نه ؟ شیعه چی می گه تو دنیا..؟ امیرالمومنین یه حرفی می زنه که همتون شنیدین اگه این حرفو سرلوحه کنن تو همه کره زمین چه اتفاقی می افته. امیرالمومنین می گه هرچی که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه را برای خود نمی پسندس برای دیگران هم نپسند. قشنگ تر از این دموکراسی پیدا می کنی؟ شیعه چی می گه؟ شیعه ترور رو حرام می دونه. شیعه می گه با همه مهربون باش. همه رو دوست داشته باش. برای دشمنت دعا کن. شیعه مگه چی می گه؟ کجای حرف شیعه تلخه؟ کجای حرف شیعه جنگه؟ کجاش یه جنگ طلبه؟ حالا به حرف این که یک عده قلیلی تو جماعت مسلمون، تندرو و افراطین که خیلی از آراء شون هم کسی نگاه مشترکی نداره. ممکنه جند تا کار تروریستی هم بکنن . باید همه قامت مسلمونا با لقب و انگشت تروریسم علامت زده بشه؟ تا حالا این برخورد کردین .. یه کشوری برین و به جایی برین وقتی بهتون نگاه می کنن یک لبخند تلخ بزنن و بهتون بگن تروریسم. ما نگامون تو شیعه این طوریه؟ خیلی از رفقا و برادرای ما که فرقه های دیگه ای دارن در دایره اسلام از رفقا و برادرای اهل سنت خودمون . این حق مسلمونا نیست . اگه اشتباه می کنم بگید اشتباه می گم. - دلیل قرآنی داره این مطلبی که شما فرمودین. انسان ذاتا در حالت عمومیش هم جاهل هم جنایتکار. در سوره عصر می فرماید: "والعصر ان الانسان لفی خسر" قسم به عصر که انسان همه در خسارت و زیان است. مگر آنجا که خدا استثناء فرار داده . کسانی که :"آمنو و عملوا الصالحات و تواصوابالحق و تواصوا باصبر"- ایمان و عمل صالح و توصیه کردن به حق و صبر. - یه حدیث قشنگ من ار امام صادق می گم که دین همان محبت است و محبت همان دین. قبول دارین که شیعه دین محبته؟ - بله. خدا بندگانش رو دوست داره و در قرآن می فرماید که قومی خواهند آمد که آن ها خدا را دوست دارند و خدا نیز آن ها را دوست دارد
حتما به ادامه مطلب هم توجه کنید . چون باقیه متن گفتگو رو در ادامه مطلب می زارم. ادامه مطلب نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
ماه عسل نویسنده:
برنامه ماه عسل امسال خیلی خوب بود . خیلی خیلی خوب. به خصوص گفتگویی که در 26 ماه رمضان با دکتر محمد تیجانی (محقق و پژو هشگر جهان اسلام) انجام شد ، بسیار بسیار زیبا و پربار بود. از اون سر دنیا اومده بود که بگه هست و وجود داره. از آقای احسان علیخانی مجری خوب برنامه ماه عسل هم به خاطر اجرای بسیار عالیش تشکر می کنم. متن گفتگوی آقای احسان علیخانی با جناب آقای دکتر محمد تیجانی (مرد افسانه ها) رو توی وبلاگم گذاشتم . امیدوارم بخونید و لذت ببرید.
نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
عید سعید فطر فرارسیدن عید سعید فطر رو به تمامی مسلمانان جهان به خصوص شیعیان تبریک عرض می کنم. امیدوارم ماه رمضان امسال ماه پربرکتی برای تمامی مسلمانان جهان بوده باشه. نوشته شده توسط محدثه مهرورز | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
ای خدای بزرگ یک چیز بیش از همه بر من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم
و آن درد و غم بود درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت نجوید جز فداکاری راهی بر نگیرد و جز عشق چیزی از آن ترشح نکند خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل بحساب آورد خدایا تو در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی انیس شبهای تار من شدی ، تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و کمک کردی ، در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مسلح نمودی و در میان ابرهای ابهام در مسیری تاریک و مجهول و و حشتناک مرا هدایت کردی . Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati